جزئیات اثر

شبگرد هویت تاریک بازی نامه ارسال شده توسط سورنا رضایی ارسال شده در :۱۳۹۳/۲/۱۸ اثری از :سورنا رضایی درباره اثر :این داستان کاملا تخیلی میباشد و توضیحات لازم درمورد آن در فایل دانلود هست. ایده این داستان از هیچ منبعی گرفته نشده است و اگر قسمت دوم شبگرد منتشر شود داستانش با این داستان کاملا متفاوت خواهد بود.ما در این قسمت فرض را براین میگذاریم که شبگرد در قسمت اول داستان پی به گذشته خود نبرده است و اینجاست که داستان قسمت دوم آغاز میشود.
البته این نکته را نیز باید بگویم که بنده تا حالا هیچ بازینامه استانداردی را نخوانده ام بنابراین اگر مشکلاتی در این بازینامه وجود دارد لطفا ببخشید....

بخش اولیه داستان:

شبگرد مانند تمامی شبها لباس مخصوصش را پوشید به بیرون از مخفی گاهش رفت تا باز هم دربرابر تبهکاران ایستادگی کند و از آنها را از هدف شوم خود باز دارد، اما آن شب برخلاف شب‌های گذشته آرام بنظر میرسید و شبگرد از روی بلندترین ساختمان منطقه به منظره‌ی شهر نگاه میکرد تا اینکه ناگهان صدای درخواست کمک فردی را شنید،بسرعت صدا را دنبال کرد و به کوچه‌ی بن بستی رسید. در آن کوچه تعدادی از اوباش راه را بر جوانی بسته بودند و وسایل با ارزش او را میخواستند. شبگرد ناگهان پشتشان ظاهر شد و به آنها چندباری اخطار داد تا وسایل آن جوان را پس بدهند و بسرعت از محل دور شوند اما آنها که بخودشان اطمینان داشتند به مبارزه با او پرداختند و در پایان شکست خوردند و هر کدامشان در نقطه ای از کوچه افتادند. آن پسر جوان هم با ترس و لرز شدید خودش را پشت سطل زباله فلزی پنهان کرده بود، شبگرد پیش او رفت و دستش را گرفت و گفت:خیابون بدی رو انتخاب کردی پسر جون! حالا برو وسایلت رو بگیر از اینجا برو!
آن پسر رفت و از جیب اوباش وسایلی را که بزور گرفته بودند برداشت و بسرعت از آنجا دور شد. اوباش هم که فهمیده بودند چیزی گیرشان نمی‌آید هر کدام با بدنی زخمی سوار ماشین شدند و فرار کردند. شبگرد به ساعتش نگاه کرد و دیر وقت شده بود و دیگر باید به مخفی گاهش در خانه دکنر مهرگان برمیگشت اما ناگهان چشمش به روزنامه ای خورد که بر روی آن عکسی آشنا چاپ شده بود. شبگرد خواست آن را بگیرد اما باد آن را چندمتری جلوتر انداخت،شبگرد جلوتر رفت و آن روزنامه را برداشت. روزنامه پاره شده بود و از مطلب مربوط به عکس فقط عکس باقی مانده بود. او به صفحه‌ی بعد روزنامه نگاه کرد و دنبال اطلاعاتی از روزنامه گشت که ناگهان چشمانش به تاریخ روزنامه و اسم آن افتاد!
روزنامه شهر
9/10/1393
تصاویر :
دانلود بازی نامه
3.2 از 5 امتیاز
امتیاز کل : 45 /100

1 نقد داور

  • کسرا کریمی طار ۱۳۹۳/۴/۲۰ ۲۲:۰۷

    خوندن این بازینامه به عنوان یکی از نویسنده‌های شبگرد برام جالب بود. من این بازینامه رو به عنوان یک اثر اقتباسی خوندم چون در غیر این صورت نمی‌تونستم بهش نمره بدم. در هر صورت بازینامه شما دارای یکسری نقاط ضعف هست. اول اینکه داستان و گیم پلی جداگانست. در صورتی که شما توی بازینامه باید این دو تا رو همزمان با هم پیش ببرید یا حداقل یه شما کلی ازش باشه. در هر صورت با توجه به علاقتون توصیه می‌کنم علاوه بر مطالعه اصول بازینامه نویسی ، رمان‌های جنایی بیشتری بخونید.

1 نظر (نمایش فقط برای صاحب اثر)